ميگرفت. يكي از بزرگترين پيشرفتهاي چشمگير افزايش ترجمهٴ كتابهاي پزشكي از لاتيني به عبري بود.
در ميان آثاري كه بهتازگي به لاتيني ترجمه شده بود، رسالههاي كوچك جالينوسي و بقراطي (اصيل يا مجعول) و برخي ترجمههاي دست دوم آثار كندي، قسطابن لوقا، ابوالقاسم زهراوي، ابن رشد، و ابن ميمون بود؛ متنهاي ترجمه شده از عربي به عبري نسبتاً مهمتر بودند، شامل بسياري آثار مهم از قبيل ستهٴ عشر جالينوس، آثار حنين بن اسحاق، زهراوي، عليبن رضوان؛ متنهاي ترجمه شده از لاتيني به عبري، ترجمههاي دستدوم از آگيلينوس، ماسويه ثالث و آرنولد ويلانووايي بود. اين ترجمهها تصوري از ذوق پزشكي معاصران دانته را بهدست ميدهد؛ اشارات ديگري را به آثار پزشكي در آثار ادبي و فهرست كتابها ميتوان يافت.1 هرچند بهترين اطلاعات دراين زمينه را شارحان آثار پزشكي بهدست دادهاند. ترجمهها اغلب اتفاقي بودند، ولي وقتي يك متن تنها ترجمه نميشد، بلكه پي در پي مورد شرح و تفسير قرار ميگرفت، بايد مطمئن شويم كه از اهميت ويژهاي برخوردار بوده است. غيراز بقراط و جالينوس، موٴلفي كه نهتنها در آثار لاتيني و عبري، بلكه عربي هم بيشاز همه از او بحث شده، ابن سيناست. در اواسط سدهٴ چهاردهم،
قانون او داشت كاملاً بهصورت انجيل پزشكي در ميآمد.
چشمگيرترين مجموعهٴ ترجمههاي پزشكي اين عصر در تبريز به دستور رشيدالدين [فضلالله] انجام گرفت، كه شامل پزشكي چيني، اصول و اعمال آن، ادويهٴ مفردهٴ چيني و ادويهٴ مفردهٴ مغولي است. ترجمه از چيني به فارسي و عربي صورت گرفت. بدبختانه، هنگامي كه در سال 1318م/617 ه ق رشيدالدين اعدام شد، اين آثار هم در تيرهبختي او شريك شدند و دستخوش فراموشي گشتند.
3. زمينهٴ ادبي و مدرسي (مقدمه 2، 861 ـ 867، 893 ـ 895، 1667). كنار هم گذاشتن واژههاي ادبي و مدرسي ممكن است خوانندهٴ عجول را متعجب سازد، چون اهل مدرسه هرگز به داشتن احساس مساعدي نسبت به ادبيات مشهور نبودند، حتي در نزد ستايشگرانشان. مهمترين نوشتههاي ادبي داراي فوايد پزشكي متعلق به پترارك بود كه اهل مدرسه را بهخاطر خردهبيني و عدم آشنايي با ادبيات سرزنش ميكرد. هرچند منظور من نيز همين است. علاوهبر شرحها، تعداد زيادي رسالههاي عمومي پزشكي (به عربي، لاتيني، يوناني و غيره)، كه بهعلت نبودن چيزي بهتر، تحت عنوان ادبيات پزشكي قرار گرفتهاند و بهسبك مرسومِ متكلمان و فقيهان نوشته
Karl Sudhoff: Ein kleines Verzeichnis medizinischer Handschriften aus der ersten Halifte des 14, jahra. (AGM 11, 213-15, 1919).